الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

207

تفسير مجمع البيان (فارسى)

است . علت اينكه تشنگان را « ورد » ناميده ، اين است كه : بدنبال آب وارد محل مىشوند . برخى گويند : ورد يعنى نصيب . يعنى مجرمين ، نصيب جهنم و مؤمنين نصيب بهشت هستند . اين قول از ابو مسلم است . لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ : مردم تبهكار ، قادر بر شفاعت كسى نيستند و كسى هم آنها را شفاعت نمىكند . بالعكس اهل ايمان يكديگر را شفاعت مىكنند و شفاعتشان پذيرفته مىشود . مالك بودن شفاعت ، دو جور است : 1 - شفاعت كردن غير 2 - استدعاى شفاعت از غير خداوند مىفرمايد : اينها وضعى دارند كه نه شفاعت ديگران بحالشان سودى دارد و نه شفاعت ايشان به حال ديگران ! إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً : تنها كسانى اختيار شفاعت دارند كه نزد خداوند ، عهدى داشته باشند . برخى گويند : يعنى تنها شفاعت ، به حال اينها نتيجه دارد و بس ! عهدى كه در اينجا ذكر شده ، ايمان و اقرار بيگانگى خدا و تصديق انبياست . ابن عباس گويد : مقصود شهادت به يگانگى خدا و بازگشت دادن هر گردش و نيرويى به پروردگار است . برخى گويند : يعنى تنها كسانى مىتوانند شفاعت كنند كه خداوند به آنها اذن داده است . مثلا : انبيا و شهدا و علما و مؤمنين . چنان كه در اخبار آمده است . على بن ابراهيم در تفسير خود آورده است كه پيامبر فرمود ، هر كس در وقت مرگ ، درست وصيت نكند ، در مروت او نقص است . گفتند : يا رسول اللَّه ، چگونه وصيت كند ؟ فرمود : هنگامى كه مرگش فرا مىرسد و مردم اطراف او گرد مىآيند ، بگويد : - اللهم فاطر السماوات و الارض عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم . انى اعهد اليك فى الدار الدنيا . انى اشهد ان لا إله الا انت وحدك لا شريك لك و ان محمداً عبدك و رسولك و ان الجنة حق و ان النار حق و ان البعث حق و القدر و الميزان حق و ان الدين كما وصفت و ان الاسلام كما شرعت و ان القول كما حدثت و ان القرآن كما انزلت و انك انت اللَّه الحق المبين . جزى اللَّه محمداً عنا خير الجزاء و حيا اللَّه محمداً و آله بالسلام . اللهم يا عدتى عند كربتى